نقدی بر یک مصاحبه (2)
تاریخ :
18/7/1386
دکتر آقا ابراهیمی در جای دیگری از مصاحبه خویش قطع نامه های صادر شده بر علیه ایران را محصول چرخشهای 180 درجه ای دولت نهم ذکر نمودند . همچنین ایشان در جایی دیگر به دیدارخود در زمان مسئولیتشان در دانشگاه بیرجند و اساتید دانشگاه با رهبری اشاره کردند که در آن جلسه مقام معظم رهبری در پاسخ به نگرانی اساتید دانشگاه از سیر پرونده هسته ای و مدیریت آقای حسن روحانی فرمودند " پیگیری شما خوب است ولی این مسئله یک مسئله ملی است و در سطح ملی دارد مدیریت می شود" با بررسی سخنان آقای دکتر به تناقضاتی بر می خوریم . اگر پرونده هسته ای ایران به گفته مقام معظم رهبری در دوره اصلاحات به صورت ملی مدیریت می شد چگونه می شود این پرونده در دولت نهم از سطح کلان درآمده و دیپلماسی هسته ای از سوی دولت نهم تعیین و مدیریت شود با بررسی پرونده هسته ای به وضوح می توان دو مرحله در دیپلماسی هسته ای ایران یافت که هر دو آنها بصورت ملی و در سطح کلان طراحی شده است و دولت مجری این طرحها بوده است فاز اول آن اعتماد سازی و آرام سازی افکار عمومی جهان و فاز دوم ایستادگی بر حقوقی که داوطلبانه آنها را معلق کرده بودیم دکتر آقا ابراهیمی در جایی از سخنانشان به سخن دکتر لاریجانی اشاره می کنند که " آقای لاریجانی در مصاحبه ای می گوید که مسئولین پرونده هسته ای در غلطان دادند و آب نبات گرفتند! همین فرد وقتی در زمان آقای احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود ، اقدامات گذشته را محکوم می کند" با تغییر استراتژی ایران در پرونده هسته ای به لحاظ روانی ، نیاز به یک چهره جدید با ادبیات جدید حس می شد به عنوان مثال آقای خاتمی به عنوان یک چهره فرهنگی و آرام و مورد احترام نزد جهانیان شناخته شده است و در سخنرانیهای ایشان شنونده انتظار شنیدن سخنانی در مورد جامعه آرمانی بشر ، عواطف و احساسات پاک بشری حقوق بشر و آزادی بیان را دارد . آیا به نظر شما برای مجادلات شدید دو جانبه همراه با تنش که نیاز به سیاست بازی صرف و ردوبدل کردن سخنان تند است می توان از این شخصیت آرام و همیشه خندان استفاده کرد . به همین ترتیب مواضع آقای روحانی و عملکردش در مدت ریاست بر شورای عالی امنیت ملی تداعی کننده مواضع نرم نظام در برابر غرب به منظور اعتماد سازی بود و لازم بود با تغییر آقای روحانی و تغییر لحن سیاسی آقای لاریجانی این پیام به غرب ارسال شود که دیگر ایران با شرایط گذشته ، این بازی سیاسی را ادامه نمی دهد و اگر حسن روحانی مرد اعتماد ساز ایران بود لاریجانی نماد ایستادگی منطقی نظام است و سخنان دکتر لاریجانی، بیش از آنکه مصرف داخلی داشته باشد سیگنالهای ارسالی ایران به غرب بوده است . جناب دکتر آقا ابراهیمی در جای دیگری از سخنانشان در باره وضعیت فعلی پرونده هسته ای بیان داشتند "ما برگشتیم سر جای اولمان با این تفاوت که الان در موضع ضعف قرارداریم. آن موقع اروپا حاضر بود در یک سطح برابر با ما مذاکره کند اما امروز می گوید من شرط دارم. پرونده ما از آژانس به شورای امنیت نرفته بود اما الان 2 تا قطعنامه شورای امنیت پشت سر ماست . خوب این اشتباهات یک جایی اتفاق افتاده و این اشتباهات هم بعد از آمدن این دولت رخ داده است" همانطور که در بالا دلایل آن بیان شد دولت در پرونده هسته ای صرفا مجری سیاستهای کلان نظام است و مسئول پرونده شورای عالی امنیت ملی است و در سطح ملی مدیریت می شود . جناب دکتر آقا ابراهیمی می گویند در آن دوران اروپا حاظر بود بدون پیش شرط با ما مذاکره کند ولی اکنون می گوید شرط داریم .با توجه به اینکه شرط اروپا تعلیق غنی سازی و فعالیتهای مرتبط با آن است (یعنی برگشت به فاز اعتماد سازی مجدد ) سوال من این است که آیا اروپا در زمان دکتر روحانی شرط دیگری هم می توانست داشته باشد . کلیه فعالیتهای مرتبط با غنی سازی حتی قطعه سازی معلق شده بود . در حالیکه اکنون مواردی که به صورت داوطلبانه تعلیق شده بود دوباره به کار خود ادامه می دهد و در این شرایط این ما نیستیم که در موضع ضعف قرار داریم بلکه اروپائیها هستند .آنها در شرایطی که ما همه برگهای برنده خود را رو کرده بودیم مذاکره می کردند آن هم مذاکره ای که هدفش اتلاف وقت از سوی آنها بود و گذشت زمان به نفع آنها و به زیان ما بود در حالیکه اکنون آنها از ما می خواهند تا به سطح بیان شده در تفاهم نامه بروکسل و سعد آباد برگردیم در حالیکه نیتشان آشکار شده است و ایران دیگر به آن شرایط بر نمی گردد و اینبار گذشت زمان به نفع ماست آنها به راه اندازی UCF رضایت دادند هم اکنون نیز دو مورد مهم از ابهامات پرونده ایران در آژانس یعنی پلوتونیوم و بازفراوری اورانیوم نزد آژانس حل شده است و پرونده آن مختومه گردید همچنین اخیرا تفاهم نامه ای بین ایران و آژانس صورت پذیرفته است و آژانس از مذاکرات خود با ایران دفاع کرده است. نمی گویم ما در این راه هزینه ای نداده ایم صدور قطعنامه ها و تحریم ها تا حدودی مشکل ساز بوده ولیکن به اذعان خود غربیها به هیچ وجه موثر نیست . با گذشت زمان آستانه حساسیت افکار عمومی و تحریک آنها با مسئله بمب هسته ای ایران کاهش یافته است به خصوص اینکه ثابت شد ادعای آمریکا در مورد سلاح کشتار جمعی در عراق دروغ بوده است و به نظر می رسد این حربه دیگر اثر بخشی لازم برای مواجهه با ایران را ندارد و آنها به دنبال اهرم فشار دیگری بر ایران هستند که ظاهرا اینبار ادعای حضور سپاه قدس در عراق و کمک ایران به شبه نظامیان عراقی به حربه ای برای مواجهه رودرو بین ایران و غرب به خصوص آمریکا تبدیل شده است
نظر کاربران در مورد این خبر
نظرات شما :
صندوق پستی :