موج تخریب 1
تاریخ :
5/11/1386
فضاي انتخاباتي در بيرجند ، مدتي است بسيار فرح بخش شده است و بوي خوش تخريب ، تهمت تحقير، از هر گوشه اي به مشام مي رسد و در اين بين محمد وحدتي به سيبلي ، جهت تخريب اصلاح طلبان وبرخي اصولگرا نمايان تبديل شده است .شرایط بسیار نامطبوعی ، که اگر وجود نداشت هیچ گاه این سخنانی که در ادامه بیان می شود مطرح نمی شد. شايعات نچسبي که معلوم نیست بر اساس کدامین سند متقن ، عده ای از مومنین !!! آنرا پخش می کنند . در اين ميان مي خواهیم گوشه اي از اين اتهامات و تخريب ها و القائات دروغین آنها را بيان كنیم . از همان لحظات ورود او به بيرجند اين مسئله شروع شد و اولين چيزي كه به زعم خود به ان توسل جستند ، سابقه نظامي او در سپاه بود و بر خلاف عناوين رسمي به او لقب سردار مي دادند لقبي كه او نه تنها به آن افتخار مي كند بلكه معتقد بود "سرداري سپاه اسلام لياقت مي خواهد كه اي كاش من داشتم تنها افتخار من این است كه سرباز انقلاب باشم" . او از زمان جنگ تحميلي تا امروز در خط مقدم دفاع از کیان انقلاب و رهبری حاضر می باشد. در زمان جنگ ، در جبهه های غرب و جنوب و پس از جنگ و ارتحال بناینگذار جمهوری اسلامی ،در دوره پیچیده فتنه های داخلی وشبیحخون فرهنگی دشمن، با سلاح قلم و بیان به دفاع جانانه از كيان انقلاب و رهبری پرداخت به گونه ای که در همه استانها و اکثر شهرستانها و مراکز علمی و دانشگاهی و اجتماعات مختلف ، با حضور در میزگردها، مناظرات و همایشها به دفاع و تبین اندیشه های والای امام ورهبری همت گماشت و در دوسال گذشته با حضور در بیرجند به جبهه تلاش جهت خدمت رسانی به مردم محروم منطقه وارد شد . در اين ميان وبلاگهاي اصلاح طلب از او به عنوان "سردار محمد وحدتي معاون اطلاعات و عمليات سپاه قدس " ياد مي كردند و تلاش داشتند تا به زعم خود سپاهی بودن او را فریاد بزنند ! موضوعي كه هيچگاه پنهان نبود بلکه مایه افتخار او بود . عجیب اینکه،چنین تشکیلات و عنوانی در سپاه اصلا وجود خارجی ندارد تا وحدتی یا فرد دیگری مسئولیت آنرا برعهده بگیرد. با اینکه بارها به آنها در این مورد تذکر داده شده است که این عناوین دروغ است و سمت او معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه می باشد لکن اين مدعيان اطلاع رساني صحيح و به دور از غرض ، رويه خود را در ارائه اطلاعات نادرست عوض ننمودند و اصرار داشتند تا از او که یک چهره سیاسی و فرهنگی است ، یک چهره امنیتی بسازند. نکته جالب توجه در این وبلاگها ، معیار دوگانه آنها در ارزش گذاری یک مسئله است . پس از اعلام نظر اولیه هئیت اجرائی در استان ، این وبلاگها در دفاع از کاندیداهای اصلاح طلب، موج سنگین تخریبی را علیه محمد وحدتی آغاز نمودند . اما مسئله اینجاست که معیارهای شایستگی که برای کاندیداهای اصلاح طلب ذکر می شد ، در گذشته و حال به حربه ای برای کوبیدن وحدتی تبدیل شده بود و در این مدت از هر ابزاری ، برای تخریب و توهین به او استفاده کرده اند یکی از کاندیداهای مطرح که از سوی هیئت اجرایی رد شده بود وابسته به خاندان فقاهت و اجتهاد در بیرجند بود و این پیشینه مذهبی باعث تعجب دوستان در رد صلاحیت ایشان شده بود و اینگونه عنوان می شد که چگونه چنین فردی می بایست رد صلاحیت شود!؟ سوالی که اینجا مطرح است این است که مگر محمد وحدتی به خاندان فقاهت و اجتهاد وابسته نیست ؟ چگونه حفظ حرمت جایگاه عالمان دینی و فقاهت و اجتهاد ، می بایست مانع رد صلاحیت یک نفر شود ، ولی همین حرمت ، نمی تواند مانع توهین و تخریب برای فردی دیگر باشد و او مورد هجمه سنگین توهین و تهمت و افترا می شود اگرعدم احراز یکی دیگر از کاندیداهای اصلاح طلب که به گفته دوستان موسس سپاه پاسداران است مایه شرمساری برای هیئت اجرایی و سند افتخاری برای ایشان است ، چرا حضور 27 سال محمد وحدتی در سپاه را به سخره می گیرند اگر حضور برادارن اصلاح طلب در جبهه های جنگ به عنوان سند افتخار و برگ برنده ای برای تائید آنها به شمار می رود آیا حضور محمد وحدتی در جبهه های جنگ در 8 سال دفاع مقدس نمی تواند مانع هتاکی این مدعیان احترام به اندیشه مخالف شود پس کجاست شعار زنده باد مخالف من . این تنها یک قسمت از تخریبهایی است که در این مدت او با آن مواجه بوده است جوی که تاوان عملکردهیت اجرایی و دلخوری دوستان اصلاح طلب را ، او می بایست با این تهمتها و تخریبها بدهد . ولیکن باکی نیست چون خدایی هست .با ما باشید به زودی با موج تخریب 2
نظر کاربران در مورد این خبر
تعجبم از آن است که در کشور امام زمان(عج) که سردار بودن بودن افتخار است و سرداران شهید دفاع مقدس چو خورشید می درخشند و ما هر چه داریم از جانفشانی آنهاست ،همسنگرشان برای خدمت در جبهه ای دیگر، به سردار بودن متهم می شود.مگر ما را چه شده است؟ در پیشگاه خدا چه عذر تقصیری خواهیم آورد که برای پنج رای این همه در حق یک رزمنده دلاور ، که اتفاقاً در سایر سنگرهای اجرائی و فرهنگی عالی امتحان پس داده این همه کم لطفی می نمائیم؟
لطفاً نظرات داده شده را چاپ نمائيد.
گفتم مرو، خنديد و رفت. اين يكي از دلنشين ترين اشعاري است كه دائم به معناي ژرف آن مي انديشم.دليل آن هم عدم توفيقم براي حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و عدم درك و مشاهده آن حالات عظيم روحاني است.و به همين دليل در اين دو هفته، جرات جسارت اظهار نظر در اين ستون را به خود نمي دادم.اما عدم اظهار نظر آناني كه مي بايست اين ستون را آكنده از خاطرات روزهاي دفاع مقدس مي كردند مرا بر آن داشت تا با قلمي شكسته و زباني الكن، برداشتم را از اين شعر بسيار زيبا و گهربار ارائه دهم. همه يقين داريم كه دليل اصلي آن خنده زيبا، نائل شدن به ديدار معبود و بريدن از اين جهان مادي است.اما به نظر اين بنده سراپا تقصير، دليل ديگري هم مي تواند مزيد بر علت باشد و آن هم خنده او بر امثال من عاصي است كه نه توفيق حضور در جبهه را داشته ام و نه الان رهروي خوبي براي تداوم راه او هستم. اما در اين ميان وظيفه تو اي رزمنده دلاور و اي آزاده سرافراز در روشن نمودن ضمير افرادي همچو من و جوان تر از من، چيست؟آيا سكوت شما در برابر تخريب همسنگران شما كه عمري را در راه دفاع از اسلام و ميهن سپري نموده اند، به صلاح نظام اسلامي مي باشد؟ چرا اي عزيزان لب به سخن نمي گشائيد و با يادآوري رشادت هاي همرزمانتان در اين ايام الله دهه فجر، فضاي جامعه را عطرآگين نمي نمائيد؟چرا رادمردي كه پس از سال ها حضور در جبهه ها و مبارزه فرهنگي با دشمن ، اكنون به حسب وظيفه،در سنگري ديگر،تصميم به خدمت گرفته بايستي اين گونه توسط عده اي دنيا طلب مورد بي مهري و تخريب قرار گيرد؟ و دردناك تر آن كه عده اي از نامهربانان بهتر و بيشتر از همه من و شما به رشادت، شجاعت، ذكاوت، صداقت و مديريت او واقف هستند.اي برادر رزمنده، به قول شهيد آويني اگر جنگ تمام شده ولي مبارزه ادامه دارد.آيا اگر امثال شهيد كاوه امروز بودند همين سكوت را اختيار مي نمودند؟
نظرات شما :
صندوق پستی :